جشن بزرگ سده، دومین جشن ملی ایران پس از نوروز :

 

سحر صلاي عشقت بشنيد گوش جانم

                                              كه در  آ در آتش ما، بجه از جهان آتش

دل چون تنور پر شد كه زسوز چند گويد

                                              دهن پر آتش من، سخن از دهان آتش

 

از بزرگترين و با شكوهترين جشن هاي آتش در ايران باستان كه داراي تار و پودي آنچنان ژرف و منسجم و پر دوام و ملی بوده است، كه تا به امروز ادامه يافته، جشن با شكوه سده است، جشني كه به يادگار پيدايي آتش برگزار مي شود. جشن سده را كه جشن ملي ايرانيان است در دهمين روز از ماه بهمن به شب هنگام برگزار مي كنند.

برگزراي جشن سده چند مناسبت دارد كه از ديد ديني، طبيعي و تاريخي درخور بازنگريست.

 

 

جنبه آیینی:

نزد ايرانيان روشني، آتش و آفتاب، نماد اهورامزدا است. اهورامزدا به وسيله نور تجلي مي يابد. نور مايه زندگي و خورشيد افزار زندگي است. ايرانيان از دورترين زمانها هنگامي كه مي خواستند ستايش خداوند را انجام داده و نماز بگزارند به سوي خورشيد و نور مي ايستادند. هرگاه شب هنگام بود و يا در جايي سربسته (آتشكده) نماز مي گزاردند و ستايش پروردگار مي نمودند رو به آتش فروزان كه بوي خوش نيك منشي را در در پيرامون رها  مي ساخت، مي ايستادند و به نيايش مي پرداختند.

در اوستا، همه جا، آتش داراي مقامي والاست. گوهر زندگي است، عشق است و تجلي گاه خداوند. تاريكي نماد اهريمن به شمار مي رود و چون آتش و چراغ افروخته مي شد تاريكي و اهريمن نيز فرصت كاركردي نمي يافت و نيروهاي اهريمني مي گريختند. به اين دليل است كه آتش، در فرهنگ ايراني از اهميت ويژه اي برخوردار بود و به همين سبب چندين جشن آتش در درازاي سال برگزار مي شده است.

جشن هاي نوروز، مهرگان و سده از جشن هاي ملي ايرانيان بوده اند و هيچگاه برگرفته از هيچيك از  اقوام و دين هاي باستان نمي باشند. قدمت برگزاري آنها حتا گمان مي رود كه به ساكنان نخستين فلات ايران، پيش از مهاجرت آريايي ها بازگردد كه به دليل اهميت بسيار زياد آتش در نزد ايرانيان بوده است.

 حكيم عمر خيام در كتاب نورزنامه مي‌نويسد:

هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نيك عهد در ايران و توران به جاي مي‌آوردند، بعد از آن به امروز، زمان اين جشن به دست فراموشي سپرده شد و فقط زرتشتيان كه نگهبان سنن باستاني بوده و هستند اين جشن باستاني را برپا مي‌داشتند.

 

جنبه طبيعي:

از ديد طبيعي، چنانكه مي دانيم در روزگاران كهن، سال دو فصل داشته است يكي تابستان بزرگ و ديگري زمستان بزرگ كه تابستان هفت ماه و از فروردين تا پايان مهر و زمستان پنج ماه از آبان تا پايان اسفند به درازا مي كشيده است. بنابر روايت چون سد روز از زمستان بزرگ سپري مي شد ايرانيان جشن سده را برپا مي كردند چون بر آن بودند كه اوج و شدت سرما سپري شده و اين پديده نابساماني و سكون كه از كردار اهريمن است توان و نيرويش رو به زوال و كاستي است. پس همگان در دشت و صحرا گرد آمده و تلي بزرگ از خار و خس، خاشاك و هيزم فراهم آورده و با فرا رسيدن تاريكي شب مي افروختند. شادي و پايكوبي مي كردند و سرود ويژه آتش را دسته جمعي مي خواندند. آنها بر اين باور بودند، كه اين پرتو و روشنايي و گرما و فروزندگي و فروغ اهورايي بازمانده هاي سرما را نابود ساخته و مي ميراند.

سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد 100 ندارد. عدد سد به شکل صد معرب شده است در حالیکه واژه سده به شکل سذق معرب شده است. بنابراين روایت هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می کنند، همگی از ساخته های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده اند و كم اهميت هستند.

با نگاهى به طبيعت ايران مى بينيم كه زايش بسيارى از جانوران سودمند اهلى و وحشى پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روى مى دهد. جشن سده كه به نظر مى رسد جشن آغاز سال نو كشاورزى بوده باشد در مهر روز از بهمن ماه برگزار مى شود. درگذشته نخستين كار براى آغاز كشاورزى، كندن بوته هاى بيابانى و سوزاندن آنها بود. زيرا با اين كار تمامي آفات و بيماري هاي گياهان كه از كشت قبل در زمين باقي مانده از بين رفته و زمين آماده كشت مجدد مي شود.امروزه نيز بسيارى از كارهاى كشاورزى و باغبانى پس از سده آغاز مى شود.

 

آتش جشن سده، آتش مهر وطن است

كاندرين ملك نخواهد كه شب تار بود

در چنين جشن طرب، آري خورشيد دگر

گر بتابد ز دل خاك، سزاوار بود

 

جنبه اسطوره ای:

در شاهنامه، آمده است كه آتش در زمان پادشاهي هوشنگ بر اثر يك رويداد و برخورد سنگي بر سنگ ديگر پديد آمد. هوشنگ ماري سياه و بدشكل را مي بيند. سنگي به سوي او مي افكند فروزه اي در گرفته، آتش افروخته مي گردد و مار مي گريزد. شاه و همراهان به گرد آتش به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمي گذارند آتش هيچ گاه خاموش شود. در اين همانندسازي تعبيري لطيف و پر معني به نظر مي رسد كه روشني و آتش والاترين مظهر وجود و هستي و خود دانش، خرد و كمال است و مار سياه نشان تاريكي اهريمني و ناداني و ذات بدي و شر مي باشد. چون آتش افروخته مي شود نشانه شر اهريمني مي گريزد. بيماري، زشتي، درد و ناداني كه از مظاهر اهريمني هستند در جاهايي پاگرفته و رشد مي كنند كه دانش و زيبايي و خرد و تندرستي كه از نمادهاي اهورامزدا هست نباشد. از همين روي، ايرانيان در نيايش هاي خود، در سرود آتش، پي در پي مي گويند و مي خواهند كه: «افروخته باد آتش». از آنگاه آن جشن را سده نام نهاده و هر ساله به پاس ارزش آتش و يادگار آن بر پايش مي كنند و آن را پديده و هديه اورمزدي دانسته و نيايش سو (قبله) خود قرار مي دهند.

 

برآمد به سنگ گران سنگ خرد                      هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد

فروغي پديد آمد از هر دو سنگ                     دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

جهاندار پيش جهان آفرين                                نيايش همي كرد و خواند آفرين

كه او را فروغي چنين هديه داد                       همين آتش آنگاه قبله نهاد

يكي جشن كرد آن شب و باده خورد                   سده نام آن جشن فرخنده كرد

زهوشنگ ماند اين سده يادگار                        بسي باد چون او دگر شهريار

 

يكي ديگر از مبناهاي برگزاري اين جشن را زماني مي دانند، كه كيومرث فرزندانش در شمار به سد رسيد جشن ساخت و  آن را سده نام نهاد.

ابوريحان بيروني مي‌نويسد: سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته‌اند كه هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند ميان آن و آخر سال عدد صد به دست مي‌آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث پدر نخستين درست صد تن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند.

دليلي ديگر كه براي برپايي جشن سده ياد كرده اند به فريدون و دوران وي و پيكارش با زهاك پيوند دارد. و اين از آن روي است، كه ارمائيل وزير زهاك مردي نيكو سيرت و پاك سرشت بود. ماموريت داشت  هر روز دو مرد را گرفتار كرده و به دژخيم سپارد تا از مغز سرشان براي بيوراسب و مارهاي شانه اش غذا و معجوني بسازد.

ارمائيل براي جلوگيري از كشتن مردمان هر روز يكي از دو تن را رها كرده و مي گفت تا پنهان شود و به كوه دماوند برايشان جايگاه و پناهگاهي ساخته بود كه كسي خبر نداشت. چون فريدون بر بيوراسب ماردوش پيروز شد اين مردمي كه به وسيله ارمائيل آزاد شده بودند به يك سد تن مي رسيدند. ارمائيل به نزد فريدون رفت و از پيروزي او اظهار شادماني كرد. اما فريدون به او روي خوشي نشان نداد. ارمائيل واقعيت را بيان كرد كه چگونه به هر بار يكي از دو كس را آزاد كرده و به كوه دماوند پناه داده است. فريدون به وي و گفته اش اعتمادي نكرد. پس چند نفر را فرستاد تا جوياي چگونگي آن رويداد شوند. ارمائيل پيكي فرستاد و به آن مردمان فرمود تا شب هنگام هر يك جداگانه آتشي بيافروزند و يك سد شعله آتش در آن شب از كوه دماوند فروزان شد چنانكه همه ديدند. آنگاه فريدون به راستي آن رخداد آگاه شد و از ارمائيل دلجويي كرد و سرپرستي دماوند را به او سپرد.

همانگونه كه مشاهده مي كنيم قدمت زياد اين جشن، باعث شده تا در مورد دلايل برگزاري آن، داستان ها و استوره هاي بسياري، در منابع قديم ثبت شود.

جشن سده پس از اسلام نيز در بسياري از شهرهاي ايران برپا مي گشت.چنان كه تاريخ اشاره مي كند، بزرگترين جشن سده پس از ورود اسلام به ايران در سال 323 هجري، در روزگار مردآويج بن زيار ديلمي و در كنار زاينده رود در شهر اسغهان برگزار شده است. در جشن سده‌اي كه مرداويج زياري در اصفهان گرفت اغلب دشت و بيابان و تپه و كوه پر از آتش شده بود .اين پادشاه فرمان داده بود از تنه درخت خرما در برابر خود منبرها و قبه‌هايي بسازند و درون آن را به خس و خاشاك و ني پر كنند و آتش بزنند.

علاوه بر زرتشتیان که این جشن را با شکوه برگزار کرده و بزرگترین اجتماعشان در شهرهای محل سکونت، به هنگام جشن سده میباشد، این مراسم در میان دیگر مردمان، برای نمونه در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.

مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

در كرمان هر ساله در شب هنگام در محوطه اي ويژه، آتشي برپا مي كنند كه از فاصله دور نيز دیدنی است و همه اقشار مردم كرمان از مسلمان، زرتشتي، یهودی … گرداگرد آن جمع شده و جشن مي گيرند.

به اميد آن روز كه سده مانند گذشته اهميت خود را بيابد و هر ساله با روشن كردن آتشي همگاني، يكپارچگي و همدلي مردم ايران براي همگان آشكار شود.

 پژوهش: نازنین رستگاری

منابع:

هاشم رضي، گاهشماري و جشن هاي ايران باستان

مهرداد بهار، پژوهشي در اساطير ايران

مهرداد قدردان، جستاري در آيين زرتشت

كورش نيكنام، از نوروز تا نوروز

 

برگرفته از:

http://www.chaldran.net/