شیر زنان پارسی
یوتاب:
بچم درخشنده و بیمانند٬ خواسته و پرفروغ
سردار زن ایرانی که در عین حال خواهر آریوبرزن سردار نامدار و نام آور ایرانی است که در خدمت ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده.
یوتاب در نبرد با اسکندر مقدونی گجستک همراه برادرش آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته
است.
او در کوههای بختیاری راه بر سپاه اسکندر بسته بود بطوریکه اسکندر کجستک بتدریج برایش پیشرفت میسر نمی شد و مدت هفت ماه در داخل یکدره بوسیله ارتش ایران راه گریز نیز نداشت .ولی شوربختانه جاسوسان گجستک مقدونی با پیدا کردن یک یونانی ایرانی که در در خدمت ارتش بود بادادن مقدار زیادی طلا و وعده وعیدهای مختلف توانستند اورا راهنما خود نموده و خود را از خطر شکست برهانند و او آنها را از راه پشت راهنمائی نمود( در این جنگ آریو برزن توانست اسکندر را بسختی مجروح نماید) و بدین ترتیب اریو برزن و بسیاری از فدائیان ایران بدام گجستک افتادندو آریوبرزن بوسیله شخص اسکندر در حالیکه دستهای او بسته بود با تبز تکه تکه شد و یوتاب تا آخرین قطره خون خود در مقابل سپاه متجاوز پایداری کرد وحتا سعی برا کرد که مستقیما اسکندر از پای در آورد ولی شوربختانه در نزدیکی اسکندر بوسیله عده زیادی از محافظین اسکندر از پای در می آید.
از او را بعنوان شاه آتروپانان ( آذرپادگان و یا آذربایجان در سالهای ۲۰ پ.ت.ت تا ۲۰ پس از تاریخ ترسائینیز یاد
شده.
نام سرداران و جنگاوران زنی که از زمان مادها٬ هخامنشیان٬ اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنینند ( امید آن است که با بررسیهای گسترده پیرامون آنها٬ بتوان به چگونگی فرماندهیشان بیشتر آشنا شد):
آپاما :
بچم این واژه گیرا٬ خوش آب و رنگ و زیبا میباشد، دختر سپیتمن که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود.
آذرنوش:
در چم پرفروغ آتشین هم از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.
آرتونیس:
در چم راست و درست٬ دختر ارته باز که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.
آریاتس:
در چم آریایی پاک و درست یکی دیگر از سرداران مبارز ارتش هخامنشی پ.ت.ت. بوده.
مورخین یونانی در نوشتارهای خود بصورت کوتاه بارها از جنگجوئی او نام برده اند.
آسپاسیا:
در چم گرد٬ یل٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.
آمسترس:
در چم هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.
در چم آفریده ایزد تیر و اختران٬ دختر داریوش سوم هخامنشی.
پریساتیس:
در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.
داناک:
در چم باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.
سی سی کام:
در چم کامروا و پیروز٬ مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر به زانو درنیامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.
مهر مس:
در چم مهر بزرگ٬ خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.
ِورزا:
در چم نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.
وهومسه:
در چم والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ از سرداران هخامنشی.
هومی یاستِ:
در چم دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی
ابردخت:
در چم دختر نیرومند و توانا و برتر٬ از سرداران ساسانی
آپامه: سردار ساسانی ، دخت سپیتمن
ابر دخت : سردار ساسانی
برزین :دخت سردار ساسانی
شاهپور دختک: مادر بهرام سوم ساسانی
شهرزاد شاهدخت : ساسانی ، دختر هزارو یک شب
گردویه : فرمانده سپاه ساسانی
هومی : سردار هخامنشی
نوشین : سردارنامی ساسانی بویژه در زمان انوشیراوان دادگر
ُبرزآفرید:
در چم آفریده شکوه و والایی٬ از سرداران ساسانی.
نگان زن : که دلاوریهایش در مبارزه با سپاه تازیان زبان زد ایرانیان بود و تازیان بهنگام حمله های او از مقابلش پا بفرار میگزاردند.
مهرمس : سردار هخامنشی
برزین دخت:
در چم دختر آتشین و پرفروغ٬ از سرداران ساسانی.
گلبویه :
از سرداران و جنگجویان ساسانی.
ماه آذر:
از سرداران ساسانی.
مهر یار:
از سرداران ساسانی.
نگان:
در چم کامروا و پیروزمند٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریها بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.
سورا :
در چم گلگون رخ٬ دختر اردوان پنجم اشکانی.
میترادخت:
در چم دختر مهر٬ دختر خورشید٬ از سرداران اشکانی.
زر بانو
سردار جنگجوی ایرانی ، دختر رستم و خواهر بانو گشنسب. او در سوارکاری زبده بوده و در نبرد ها و دلاوریهای بسیاری از خود نشان داده است
تاریخ نام او را جنگجوئی میداند که آزادکننده زال، آذربرزین وتخوار از زندان میباشد
کتاب زن ایرانی برگ ۱۹۴
گردآفرین
یکی دیگر از زنان پهلوان و جنگجوی این سرزمین آریائی بوده که در شاهنامه فردوسی از او سخن رانده میشود .
بانوی بزرگ و دانشمند ایرانی.
دانشمند ایرانی.
او دختر کیقباد بود که در سال ۹۲۴ یزدگردی( یزجردی) هزاران برگ از نسخه های اوستا را در به زبان پهلوی را از گوشه و کنار کشورهای آریائی گردآوردی کرد و بیکباره بصور یک جلد درآورد و برای آیندگان بیادگار باقی گزارده و نامش را بر تارک تاریخ ایران برای همیشه بثبت رسانیده است . در نوشتارهای نویسندگان بسیار آمده که چندین کتاب دیگر نوشتار کرده که شوربختانه در تورش اسلام به ایران سوزانیده شده است.
کتاب فزرانگان ایران برگ۱
زر بانو
سردار جنگجوی ایرانی ، دختر رستم و خواهر بانو گشنسب. او در سوارکاری زبده بوده و در نبرد ها و دلاوریهای بسیاری از خود نشان داده است.
تاریخ نام او را جنگجوئی میداند که آزادکننده زال، آذربرزین وتخوار از زندان میباشد
کتاب زن ایرانی برگ ۱۹۴
زن در وزیری
فرخ رو
نام او به بعنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت نموده. وی از طبقات عادی کشور بوده که در اثر درایت و
کاردانی و بردباری بدرجه وزارت در امپراتوری ایران رسیده است.
آرتادخت یا آریادخت: او از زنانی است که سمت وزارت و خزانه داری و امورمالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم پادشاه اشکانی دارا بود و بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون نماید٬ کشور را به توانگری میرساند. بنا بنوشته دیاکونوف نویسنده و خاورشناس بزرگ روسی : او توانسته بود بدون کوچک ترین خطایی امورمالیاتی و افتصاد کشور بزرگ و امپراتوری اشکانیان را سر سامانی داده و بر اعتبارو رونق کشورو امپراتوری بی افزاید.
از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.
پرین
بانوی بزرگ و دانشمند ایرانی.
او دختر کیقباد بود که در سال ۹۲۴ یزدگردی( یزجردی) هزاران برگ از نسخه های اوستا را در به زبان پهلوی را از گوشه و کنار کشورهای آریائی گردآوردی کرد و بیکباره بصور یک جلد درآورد و برای آیندگان بیادگار باقی گزارده و نامش را بر تارک تاریخ ایران برای همیشه بثبت رسانیده است . در نوشتارهای نویسندگان بسیار آمده که چندین کتاب دیگر نوشتار کرده که شوربختانه در تورش اسلام به ایران سوزانیده شده است.
کتاب فزرانگان ایران برگ۱۱
آزاد:
بانوی جنگجوئی است که در بی باکی و یکه تاز میدانهای جنگ بود او همسر شهریار ، فرزن<<د باذن>> نایب السلطنه سرزمین یمن از جانب خسرو انوشیروان بود.
باذن شهریار و آزاد را بعنوان وزیران دست چپ وراست خود برگزیده بود . هر آنچه از نوشتارهای باقی مانده بر می آید آزاد بعلت مردم داری و سیاست رفتاری و نقش اساسی در رفاه حال مردم مورد ستایش مردم بود .یمن در آن زمان یکی از توابع ایران بود .در زمان قباد وضعیت سیاسی ایران بسیار بد وبی سرو سامان بود .از این موقعیت امپراطور حبشه استفاد کرد و بر این سرزمین تاخت بتصرفش در آورد .انوشیروان سپاهی از زندانیان تمام کشور تشکیل داد وبه آنها قول آن داد در صورتیکه موفق بتسخیر مجد یمن شوند آزادی کامل دارند و میتوانند بسرزمینهای خود باز گردند . فرماندهی این سپاه بعهده آزادبود این بانوی بزرگ توانست در یک ن بسیا دشوار بر سپاه حبشه پیروزی یابد و دشمن را از سرزمین ایرانزمین بیرون راند.
دوازده دخت نورانی
در ایران کهن بنا بموقعیت زمانی علاوه بر کیش و آئین زرتشت کیشهای دیگری بوجود آمد و گاهی از آنها پیروانی نیز بدست آورد.از آن جمله کیش مانوی که مخلوطی از دوکیش زرتشت ومسیحیت بود بوسیله مانی نقاش زبردست بوجود آمد .او بر این باور بود که عالم از ده فلک و هشت زمین تشکیل گردیده و هر فلک را دوازده دروازه است و از خداوند جهان نور، آفتاب و ماه و ستارگان پدید آمده، و از شهر روشن یزد که نشان دیگری از خداوند جهان نور میباشد . دوازده دختر نورانی زاده شده بنامهای : سلطنت، حکمت، نصرت، اعتقاد، طهارت، حقیقت، ایمان، صبر، صدق، احسان، عدل، نور( شهر روشن یزد) یا بتول نورانی نام گرفته است .بتول بچم کسی است که از دنیا بریده و به خدا پیوسته است . او زنی است پارسا و پاکدامن .
خرمک همسر مانی بود که بعد از سرکوبی مانیویان و از بین رفتن تعداد زیادی از پیروان آن از تیسفون به ری گریخت و پرچم مبارزه را برافراشت . در این کیش نیز برابری زن با مرد نشان داده شده است .او میگوید که خداوند وسایل زندگی بر روی زمین گسترانیده و همه برابر از آن باید برخوردار گردند . هیچکس در اید دنیا برخواسته و زن بیش از دیگری حقی نیست .
شیرین : کوه کن میباشد که شاعران بسیاری از جمله وحشی بافقی، وصال شیرازی در او اشعار زیادی بوجود آورده اند.
زن در نمادهای پرستشی
ناهید : نمادیست که از دیرباز بعنوان شخصیت زن مورد ستایش قرار می گرفته است . در زمان اشکانیان پس از دفع مشکلات اجتماعی ناشی از حمله اسکندر گجستک و ماندگار شدن سرداران و قوای مقدونی و یونانی در خاک ایران زمین. توجهی عمیقی به تاریخ آرمانی ایران پیش آمدو سنبولی بنام زن که از دیر باز در سرشت بهی مورد ستایش بود مورد نظر قرار گرفت.
آناهیتا یا" ناهید" : نام یکی از ایزدان زرتشتی است که یشت پنجم بچم آبان یشت به نام اوست. ناهید ایزد آب است . و در اوستا به نمای دوشیزه ای زیبا، بلند بالا و خوش پیکر گفتار شده. ستایش یک << ایزد زن >> در میان اقوام ایرانی طبیعا نمی توانست در روند زندگی آنها بی تاثیر باشد. و مردان نمونه ای از حرمت ناهید را برای دختران، مادر و همسر خود آرزو میکردند.
نیایش << زن خدای >> و ایزد پاکی و آب در آن دوران معمول بود. برای ناهید یا آناهیتا معابد بسیاری ساخته و نام برده شده است .
نوشتار شده است که تیرداد اول در شهر<< ارشک >> در یک معبد ناهید تاجگذاری نمود. در همدان ، مکان تابستان نشین شاهان پارت هم معبدی بنام ناهید داشت. دانستنی است که در دوران اشکانیان ، دوران فره شاهی، از << زن خدایان >> به شاهان منتقل شده، و << ملکه >> در مقام معنوی و بر تر قرار می گرفته است.
شهرو : زنی است زیبا از سرزمین ماد که << شاه »<ید >> شیفته او گردید. و از شهرو خواستگاری نمود تا با او ازدواج نمایدو او را شهر بانو کشور نماید. شهرو در پاسخ شاه موبد میگوید که موی او به سپیدی گرائیده و از او فرزندی بدنیا آمده بنام << ویرو >> . آن گاه شاه موبد با شهرو پیمان بست که اگر او دختر بزاید او را بزنی بوی دهد. سالها بگذشت و ازشهرو فرزند دختری بنام ویس زاده شد. او را بدایه ای سپردند که این دایه کودکی پسردیگری بنام رامین که از برادر شاه موبد بود همچنین سرپرستی میکرد . دایه این دو را بسرزمین خود برد و چندین سال بعد دایه به شهرو نامه ای می نویسد که دیگر نمی تواند از پس خواسته های ویس برآید و بدین ترتیب دختر خوب رو را از << خوزان >> به همدان بردند .مادر چون ویس را بدید گفتا که تو تنها برازنده شاه موبد هستی و او را به شاه موبد میدهد .
حکایتهای ویس و رامین در کتابها و نوشتارهای زیادی آمده که خواندنی است.
سیمای زن ایرانی در تاریخ آرمانی
از سرداران سرشناس و بی پروا و کارآمد و برازنده دیگر٬ گردیه خواهر بهرام چوبین است که در دلاوری وجنگاوری بلندآوازه مبیاشد. او پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ تن به تن با تور فرمانده نیروی خاغان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.
فردوسی در این باره چنین میسراید:
همـه لشـــگر چیـن بـر هـم شــکسـت
بسی کشت و افکند و چندی به خست
ســراســر همـه دشـت شـد رود خـون
یکــی بـی سـر و دیـگری سـرنـگـون
چــو پـیـروز شـد سـوی ایـران کشــید
بـر شــــــهریـــار دلـــیــــران کشــــید
بــه روز چـهـــارم بــه آمــــوی شــــد
نــدیــدی زنـی کـــو جـهـانـجـوی شــد
استاد سخن از زبان سربازان گردیه که با شگفتی از دلاوریهایش٬ او را ستودند٬ میسراید:
نـه جـنـبـانـدت کـوه آهـن ز جـای
یلان را به مردی تویی رهمنـای
ز مـرد خـردمـنـــــد بـیـــــــدارتـر
ز دســتــــور دانـنـده هـشـیـارتـر
هـمه کهتـرانـیـم و فرمان تراست
بـدین آرزو رای و پیمـان تراست
گردآفرید:
زن جنگاور برجسته دیگری است که با سهراب پسر رستم٬ دست و پنجه نرم میکند و سپاهیان را به شگفتی وامیدارد. فردوسی از زبان سهراب هم آورد گردیه چنین میسراید:
بـدانسـت سـهراب کـه دختـر است
ســر مـوی او ار در افســر اســت
شگفت آمدش گفت از ایران سپـاه
چـنـیـن دخـتـــر آیــد بــه آوردگــاه
ســــواران جـنــگی بـه روز نـبـرد
هـمـانـا بـه ایـــــــران درآرنـد گـرد
زنـانـشـان چـنـیـنـنـد ز ایـرانیــــان
چگـونه انـد گـردان و جنگ آوران
ملکه سیندخت: اولین بانویی است که درتاریخ آرمانی ایران ، از جانب شاه به عنوان سفیر برگزیده شده. سیندخت ملکه مهراب شاه کابل بود. در روزگاری که جنگی بین سام نریمان .و مهراب شاه پیش آمد بود .شاه از ملکه سیندخت میخواهد که بعنوان سفیر بدربار سام شتابد تا بجای جنگ از در آید . و ملکه سیندخت از این بوته آزمایش بخوبی بیرون آمد و بجای نبرد صلح و آرامش بر قرار گردید.
رودابه: دختر سیندخت و مادر رستم دستان است . سام در گشت و کذر خود در به اطراف کابل میرسد . زال مردی بود بس تنومند و ورزشکار با رویسرخ و موی سپید.رودابه به او دل میبندد. پس از مجارهای زیادی همسر زال میشود و از این پیوند رستم دستان بدنیا می آید.
فرانک: همسر آبتین و مادر فریدون بر اژدهاک<< ضحاک >> چیره میشود و ایران را از ظلم و جور دستگاه ضحاک تازی میرهاند . تربیت کننده فریدون در اختیار مادرش فرانک بود.فرانک توانست فرزندی با شجاع مردی را در دامن خود بپروراند و فرانک در ثروت آپتنی را برای آبادانی ایران زمین که در اثر حکومت ضحاک ازبویرانه ای تبدیل شده بود، قرار میدهد. فرانک چنانکه از نوشتارهای فردوسی بزرگ بر می آید او بانویی بس نیکو سرشت بود.
فرنگیس : سیاوش را بدنیا آورد و در تربیت او کوشش روا میدارد. سیاوش از گنجینه ای مادر برای او نگداشته بود ، سود برده و بوسیله آن سر زمین آبا و اجدایش را از گزند روزگار مصون نگاهداشت.
بانو گشنسب دختر رستم و همسر گیو نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود که در شاهنامه فردوسی فراوان از او یاد شده است. چنین آمده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشته است.
تهمینه: مادر سهراب و همسر رستم دستان می باشد . او دخت شاه سمنگان است در نوشتارهای فردوسی آمدهکه او بانوی بسیار زیبا و در قد و قامت بینظیر بوده است .تهمینه دل بمهر رستم مبیندد و جهان پهلوان با دیدن تهمینه خدای را سپاس میگزارد و موبدی را به خواستگاری از او بپیش شاه سمنگان می فرستد. با تهمینه ازرواج مینماید از این وصلت سهرای تهمتن بوجود می آید . سهراب برای یافتن و شناخت پدر به ایران می آید و مادر بازوبندی که رستم به
داده بود به بازوی پسر بسته تا بتواند خود را بپدر بسناساند. آما سهراب ناشناخته بدست پدر کشته میشود.
شهرناز: خواهر جمشید شاه پیشدادیان است که با خواهر دیگرش<< ارنواز >> در با زور و فشار به ازدواج ضحاک درآمده بودند. و بعداز از بین رفتن ضحاک آن دو بوسیله فریدون از حرمسرای او نجات پیداکردند.
پری چهره نام دختر << زابل شاه >> همسر جمشید و مادر<< ثور >> است . پری چهره بچم بسیار زیبا، خوب روی می باشد.
رام بهشت : نام موبدی است که در شهر استخر برای < ناهید ایزد> معبدی ساخت.رام بهشت مادر بابک و همسر ساسان که در کنار دریاچه بختگان حکومت میکرد، او دارای دو فرزند بود . او برای فرزندش به نام اردشیر ، نگهبان سالاری ، شهر داراب را گرفت و این خود آغاز بوجود آمدن سلسله ساسانیان در ایران گردید.
این بود گوشه ای از تاریخ کشور کهن ما و جزئی از افتخارات ما که بوسیله بانو ان این سرزمین بر برگها تاریخ کهن این سر زمین نقش بسته .
باشد که این نمودار راهدار بانوان این کشور شده و برای سربلندی خود و این آریابوم بکوشند .
پاینده ایران
استاتیرا:
دورود دوستان خوبم